سفرنامه اربعین


مسیر مسجد سهله (کوفه) به کربلا:

بعد از اقامه نماز ظهر در مسجد سهله به سمت کربلا به راه افتادیم . مسیر به نظر مسیر حاشیه شهر بود ولی سیل عظیمی از پذیرایی از زائران مشاهده میشد که بی هیچ چشمداشتی این خدمت از میزبانان کوچک چند ساله تا بزرگترها صورت می گرفت . در مسیر دو کودک عراقی چرخ دستی برادرم را که ساک و کوله اش را روی آن قرار داده بود، از دست برادرم گرفتند تا در جابجایی این بار سنگین کمکی به زائر امام حسین کنند. پس از مسافتی و تشکر از دو کودک ، چرخ دستی را تحویل نمیدادند و کماکان اصرار داشتند تا مسیر طولانی تری بار ما را جابجا کنند . همسر برادرم مشتی شکلات به یکی از آن دو کودک داد و گفت به دوستت هم بده. کودک با لبخندی و تکان دادن سر فهماند که به دوستش شکلات نمیدهد، یعنی به او هم باید جداگانه شکلات بدهی . مشتی شکلات در دست او هم ریخته شد و راضی و خندان ما را ترک کردند.

 

هوا کم کم تاریک می شد . تعدادی کودک عراقی لب جاده مسیر پیاده روی زائرین بودند و درخواست میکردند برای شام و استراحت به منزل ما بیایید. ادامه مسیر دادیم تا جایی که جا برای اقامه نماز و پذیرایی شام و فضا برای استراحت شبانه مهیا بود. برای اقامه نماز جماعت توقف کردیم. نماز خواندیم بلافاصله سفره شام گسترده شد و زائران شام صرف کردند (کباب ترکی با نان ساندویچی عراقی به همراه موز و آب نوشیدنی) . ادامه مسیر دادیم هوا کاملا تاریک بود . از قضا که کوله بار من کامل بود چراغ قوه را از کوله درآوردم و مسیر را با نور چراغ قوه روشن کردم و وسیله تفریح بچه ها در یک ساعت پیاده روی شبانه ما شد . به جاده اصلی نجف به کربلا رسیدیم یکباره حجم زائران پیاده 10 برابر جاده قبلی شد و بسیار روشن که نیازی به چراغ قوه نداشتیم . عمود حدود 200 بود . عمود 202 موکب بزرگی بود شب را آنجا استراحت نمودیم.



منبع این نوشته : منبع
مسیر ,کودک ,شکلات ,نماز ,چراغ ,پیاده ,اقامه نماز ,مسیر دادیم ,برای اقامه ,ادامه مسیر ,مشتی شکلات

سفرنامه اربعین


مسجد سهله:

از مسجد کوفه پیاده (شروع پیاده روی) به سمت مسجد سهله همراه جمعیت زائران همراه شدیم حدود 4 کیلومتر پیاده روی بود و بیش از یک ساعت به طول کشید. از  مسیر شلوغ از زائران و ایستگاه های صلواتی با انواع غذاها و نوشیدنی ها که با خواهش و التماس میزبان به زائران تعارف میشد گذر کردیم . چند متری مانده به مسجد سهله ، مسجد کوچک و زیبایی توجه ما را به خود جلب کرد. نام مسجد ، مسجد صعصعه بود ، 2 رکعت نماز مستحبی در این مسجد اقامه کردیم و به سمت مسجد سهله به راه افتادیم.



مردم گروه گروه در مقام های معصومین (ع) ایستاده نماز می خواندند و دعا میکردند. پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر از مسجد سهله خارج شدیم جهت ادامه پیاده روی به سمت کربلا...


لینک معرفی مسجد سهله



منبع این نوشته : منبع
مسجد ,سهله ,پیاده ,نماز ,زائران ,مسجد سهله

سفرنامه اربعین


مسجد کوفه: 

مسجد جامع کوفه، از مساجد بزرگ جهان اسلام است که نزد شیعیان، چهارمین مسجد مهم بعد از مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالاقصی و همچنین یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین آثار زیارتی شهر کوفه به شمار می‌آید. بنابر برخی روایات، نخستین کسی که مسجد کوفه را طرح ریزی کرد و با وسعت زیادی آن را بنیان گذاشت، حضرت آدم(ع) بود و بعدها حضرت نوح(ع) پس از طوفان آن را تجدید بنا کرد.

صبح روز سوم مسافرت از حرم امیرالمومنین به سمت مسجد کوفه به راه افتادیم، طبق نقشه مان فاصله ای حدود 10 کیلومتری باید می پیمودیم یعنی از نجف به سمت کوفه میرفتیم . پس از طی چند ده متر به یکی از ماشینها جهت کرایه دربستی به مسجد کوفه سوال کردیم . گفت یک ساعت راه است (فکر کرده بود ما میخواهیم پیاده برویم و زمان رسیدن به مسجد کوفه را سوال کردیم) سپس گفتم کرایه چقدر میشود . پس از کمی تامل گفت: ده ده . ما که متوجه نشدیم منظورت چقدره پیاده روی کردیم تا به خیابان اصلی رسیدیم . اولین ماشین گذری که نزدیک ما شد تاکسی بود چون رنگ ماشین زرد بود . به راننده مسجد کوفه گفتم . با سر اشاره کرده باشد سوار شوید پرسیدم کرایه؟ کمی مکث کرد گفت : اربع . من متوجه نشدم اربع 4 یا 40 میشود کمی مکث کردم تا اینکه راننده یک اسکناس عراقی دستش گرفت و با 4 انگشت خود به من فهماند 4 عراقی . کرایه را مناسب گفته بود قبول کردم و به راننده گفتم :صندوق. وقتی ساکها را داخل صندوق می گذاشتم دیدم مدل تاکسی چقدر آشنا است . تاکسی، تیبا بود ساخت ایران. 

راننده قبل از رسیدن به مسجد کوفه مرقد میثم تمار را به ما نشان داد تا به مسجد کوفه رسیدیم. از تاکسی که پیاده شدیم راننده کمی ماشین را بررسی کرد که از وسایل ما چیزی جا نمانده باشد. جلوی مسجد پیاده شدیم آقایان و خانم ها از هم جدا شدیم و قرار شد 2 ساعت دیگر همانجا حضور به هم رسانیم { ای کاش بیشتر از 2 ساعت وقت میگذاشتیم تا بیشتر از این مسجد کسب فیض کنیم}.

حدود نیم ساعت جهت تحویل کوله پشتی مان به امانتداری طول کشید. از باب ثعبان (درب مار) وارد مسجد شدیم . چه مسجد باشکوه و حس خوبی . همه آدم در جای جای مسجد مشغول نماز و راز و نیاز با خدا بودند گویی چند هزار ملک نیز همراه آدمیان مشغول نماز و تسبیح خداوند سبحان هستند چه حس خوبی بود. یادش بخیر... 


مقام حضرت ابراهیم (سلام الله علیه )

مقام حضرت خضر (سلام الله علیه )

مقام حضرت نوح (سلام الله علیه )

مقام حضرت آدم (سلام الله علیه )

مقام ملک مقرب خدا حضرت جبرئیل (سلام الله علیه ) 

مقام پیامبر رحمت حضرت محمد (سلام الله علیه )

مقام امام صادق (سلام الله علیه )

مقام امام سجاد (سلام الله علیه )

محراب امام علی (ع) 

مرقد جناب مختار ثقفی (سلام الله علیه )

مرقد جناب مسلم بن عقیل (سلام الله علیه )

مرقد جناب هانی بن عروه  (سلام الله علیه )


در تمام مقام ها 2 و بعضا 4 رکعت نماز مستحبی خواندم و برای امام زمان (عج) دعا کردم. الان که این مطلب برای شما دوستان مینویسم یک هفته از آن روز که به مسجد کوفه رفتیم میگذرد بسیار دلتنگ آن مسجد و تکرار آن لحظات هستم . خدا قسمت همه دوستان بکند ان شا الله..


منبع این نوشته : منبع
مسجد ,الله ,علیه ,سلام ,کوفه ,مقام ,الله علیه ,سلام الله ,مسجد کوفه ,علیه مقام ,مقام حضرت

سفرنامه اربعین


حرم امیرالمومنین:

هنگام ظهر به همراه خانواده و برادر بزرگترم به سمت حرم جهت زیارت مولا و اقامه نماز جماعت ظهر به راه افتادیم . پس از عبور از خیابان ها و ایستگاه تفتیش (بازرسی ) و بازار ( یار همیشگی و همراه و کناری اکثر حرم ها) به ورودی صحن مولا رسیدیم. پس از قرائت اذن دخول ، تحویل موبایل به امانت داری و گذاردن کفش ها در جا کفشی وارد حرم شدیم . پس از عرض سلام و ادب به ساحت مولا به حیاط جهت اقامه نماز رفتیم . به سختی جایی برای نشستن و اقامه نماز یافتیم . تا شروع نماز حدود نیم ساعت مانده بود از فرصت استفاده کرده رو به حرم امیرالمومنین شروع به خواندن زیارتنامه کردیم . در آخر زیارتنامه، دو پیامبری که کنار بدن مطهر امیرالمومنین دفن هستند هم زیارت کردیم .

نماز جماعت اقامه شد . پس از نماز از حرم خارج شدیم . همان ابتدای بازار از زوار جهت صرف نهار دعوت میشد . لحظاتی صف وایسادیم تا غذای نذری مرسوم عراق (پلو به همراه خورشتی که مانند خوراک لوبیا چیتی خودمان است .- آخرش اسم این غذا را نفهمیدیم ) نصیبمان شد . پس از صرف نهار به سمت موکب جهت صرف چای راه افتادیم. ساعاتی بعد جهت اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء و زیارت مجدد مولا به حرم مشرف شدیم. 


آمده‌ام، آمدم ای شاه پناهم بده  خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان  دور مران از در و راهم بده 
لایق وصل تو که من نیستم  اذن به یک لحظه نگاهم بده 

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند --{ لینک داستان}




منبع این نوشته : منبع
نماز ,اقامه ,مولا ,شدیم ,جماعت ,زیارت ,اقامه نماز ,نماز جماعت

سفرنامه اربعین


مسیر مرز مهران به نجف اشرف:

صبح حدود ساعت 2 صبح وارد خاک عراق شدیم . اولین خوشامدگویی ها را اپراتورهای تلفن همراه با چندین پیام به زبان فارسی، عربی و انگلیسی به ما گفتند. سوار اتوبوس عراقی جهت عزیمت به نجف اشرف شدیم . همان ابتدای راه به خاطر خستگی سفر تمام مسافران به غیر از راننده اتوبوس به خواب رفتند . اتوبوس جهت اقامه نماز صبح جلوی مسجدی توقف کرد. پس از اقامه نماز صبح به جماعت ( توفیق نماز صبح جماعت کمتر نصیب مسلمین میشود .ما به برکت این سفر چند بار نماز صبح جماعت اقامه کردیم) به راه افتاد . جاده ها اکثرا نامناسب و بدون علائم راهنمایی رانندگی و حتی مسافت مانده تا شهر بعدی و ... بود. حدود 9 صبح وارد شهر نجف شدیم . روحانی کاروان  ذکری از فضایل و زیارت حضرت علی (ع) و عظمت مسجد کوفه و مسجد سهله کرد و  از همه التماس دعا نمود .

چون اکثر مسافران خانوادگی آمده بودند و هر خانواده بالطبع مسیر راهپیمایی نجف به کربلا طی میکرد، مسافران پس از پیاده شدن از اتوبوس از همدیگر التماس دعا کردند و گروه گروه به سمت حرم امیرالمومنین طی مسیر کردند. از کنار وادی السلام گذشتیم ، قبل از رسیدن به حرم مولا سمت چپمان موکب بزرگی خودش را به ما نشان داد ، با ارائه پاسپورت پذیرش شدیم تا وسایل مان را در موکب گذاشته قدری استراحت کرده چای (دمنوش- شربت ) نوش کرده راهی حرم مولا شویم. 


منبع این نوشته : منبع
اتوبوس ,شدیم ,نماز ,جماعت ,مسافران ,مسیر ,اقامه نماز

سفرنامه اربعین



مسیر تهران به مرز مهران:

ظهر برای صرف نهار و اقامه نماز اتوبوس جایی نزدیک همدان کنار ایستگاه صلواتی توقف کرد مسافران پیاده شدند . پس از صرف نهاری مختصر و دقایقی طولانی جهت صف طولانی سرویس بهداشتی و اقامه نماز دوباره سوار اتوبوس شدیم. 

حدود 8 شب یعنی 12 ساعت پس از شروع سفر نزدیک مرز مهران شدیم، چنان طوفان و گرد و خاکی بود که به سختی جلوی اتوبوس دیده میشد. دقایقی بعد باران سیل آسایی اتوبوس و جاده را شست . اکثر پارچه ها و بنرهای ایستگاه صلواتی ها را باد کند و برد. از اتوبوس پیاده شدیم سوار اتوبوس شرکت واحد شدیم و چون باران شدید بود مسافران را تا نزدیکی گیت کنترل پاسپورت بردند. پس از عبور از گیت ایران وارد قسمت فضای بازی شدیم که اکثرش مسقف بود منتهی چون باران شدیدی می بارید کف محوطه کاملا آب جاری بود و برای نماز باید به نمازخانه میرفتیم . نمازخانه برای نماز خواندن 3 نفر آن هم با مشقت همراه بود مابقی فضای نمازخانه همه خوابیده بودند.

حدود 3 ساعت در این فضا ماندیم تا اتوبوس های عراقی برای مسافران مهیا شوند . بعد از عبور از گیت عراق سوار اتوبوس عراقی شدیم . خاطرم هست اتوبوس ایرانی 44 صندلی و اتوبوس عراقی 48 صندلی بود.


منبع این نوشته : منبع
اتوبوس ,شدیم ,نماز ,عراقی ,نمازخانه ,سوار ,سوار اتوبوس ,اتوبوس عراقی ,برای نماز ,اقامه نماز ,ایستگاه صلواتی

سفرنامه اربعین

ابتدای سفر:

اتوبوس زائران از کنار مرقد امامزاده حسن به سمت مرز مهران به راه افتاد. پس از دقایقی از شروع حرکت روحانی اتوبوس ما با ذکر بسم الله و چند صلوات مسافران پس از معرفی خود و خوشامدگویی شروع به سخنرانی بابت ثواب زیارت و آداب سفر و مسافرت کرد برگه ای نیز بین مسافران توزیع شد که شامل دعای سفر و آداب مسافرت است که دوستان حتما مطالعه کنند.




ابتدای سفر بود همه با شور و اشتیاق خاصی تو راه کربلا بودند . همان ابتدای راه بسته های خیراتی اعم از شکلات، لواشک! ،چفیه تسبیح حتی انار دانه شده و ... بین مسافران توزیع می شد 

روحانی محترم اتوبوس نیز برگه های گوچکی جهت ختم 1000 صلوات هر نفر و برگه هایی جهت ختم یک جزء قرآن برای هرنفر بین داوطلبان توزیع کرد..


منبع این نوشته : منبع
توزیع ,برگه ,مسافران ,اتوبوس ,ابتدای ,مسافران توزیع

سفرنامه اربعین


کوله بار سفر:

شروع به بستن وسایل مورد نیاز داخل کوله پشتی شدم کلی وسیله بود از جمله لباس گرم لباس راحتی چند دست لباس زیر و  چند جلد کتاب ( چون بنده خیلی اهل کتاب و کتاب خوانی هستم !!) 4 جلد کتاب که اصلا تو این حدود 150 ساعت سفرمون اصلا خوانده نشد فقط تو موکبمون تو کربلا توی کوله بودند به دلیل بارندگی شدید و سقف چادری موکب کمی خیس شدند . 1 جلد کتاب زیبا و نفیس راهنمای مصور زیارتی عراق  که پیشنهاد بنده به همه دوستان است که این کتاب را مطالعه کنند را همسرم گفت تو کوله من باشد که تو اتوبوس این کتاب را مطالعه کند ! { دریغ از 1 دقیقه مطالعه این کتاب تو این 170 ساعت سفرمون - قابل توجه که وزن این کتاب یا بهتر بگویم جرم این کتاب 850 گرم میباشد و تو کل سفر ، این کتاب همراه یا دوش من بود....} 1 جلد مفاتیح کامل جیبی که بین الحرمین زیارتنامه ها را از روی این مفاتیح الجنان خواندم . 2 کیلو خرمای خشک که حدود نیم کیلو باقی ماند و به عنوان سوغاتی و از کربلا برگشته به خویشان دادیم. حدود 1 کیلو نبات که فقط کمی استفاده شد و چون بارم برگشتنی سبک تر بشود به چایخانه موکبمون در کربلا دادم و .. یعنی کوله ام را وزن نکردم ولی مطمئنا بالای 12 یا 13 کیلو بود..


اتوبوس ها:

ماجرای شیرین و به یاد ماندنی این 2 تا اتوبوس اعزامی از تهران داشتند که تا حد امکان برای شما بازگو کنم. از صحن و حیاط امامزاده حسن به همراه پدر و مادرم به خیابان پشت حرم رفتیم تا سوار اتوبوس ها شویم . 2تا اتوبوس مرتب و تر و تمیز حضور داشتند . وقتی به اتوبوس ها رسیدیم مادرم که تجربه سفر زیارتی با اتوبوس زیاد دارد به ما گفت که مدیر کاروان یک برگه ( به نظرم گفت مانیفست) دارد که اسم و عکس مسافرها و ترتیب صندلی ها توش مشخصه . پس هر کس جای خودش بنشیند . بنده هم حاضرجواب سریع گفتم بعیده این کاروان همچین امکانات بالایی داشته باشد . مادرم گفت داره . من هم گفتم نداره اگر نداشت یک شکلک براتون میفرستم. اتوبوس جلوتر مسافرها را سوار میکرد و راننده اتوبوس گفت هر وقت اتوس جلوتر پر شد اتوبوس عقبی سوار شوید (به همین راحتی - بدون نیاز به هیچ برگه و لیستی یا مانیفستی) . ما چون 6 نفر بودیم اتوبوس جلو تقریبا پر شده بود ما اتوبوس عقبی سوار شدیم و ساعت 8 صبح به راه افتادیم سمت نجف ...



منبع این نوشته : منبع
اتوبوس ,کتاب ,کوله ,کیلو ,سوار ,مادرم ,عقبی سوار ,اتوبوس عقبی ,ساعت سفرمون

سفرنامه اربعین

شروع سفر:

چون هزینه سفر برام مهم بود یک کاروان پیدا کردیم که قیمتش بسیار مناسب بود با مدیر کاروان تماس گرفتم گفت: اتوبوس اول پر شده اتوبوس دوم هم 3 نفر ثبت نام کردم کل هزینه سفر را پرداخت کنید تا شما را هم در اتوبوس دوم بنویسم منتهی اگر به حد نصاب نرسد اتوبوس از قم حرکت میکند باید قم سوار اتوبوس کاروان بشوید . ما هم تو دل خودمون گفتیم چه بهتر توفیق اجباری میشود زیارت خانم فاطمه معصومه (س) هم میرویم .دو سه روزی برای جواب معطل کردم آخرش چون این کاروان قیمتش مناسب بود پول را واریز کردم و پاسپورت بدون ویزا را به مدیر کاروان دادم. برادر بزرگترم هم به همراه خانواده اش 4 نفری در این سفر همراه ما بودند ایشان نیز به خاطر مشکل مالی دیر برای دریافت پاسپورت اقدام کردند و چون در این سفر می خواستند همراه ما باشند ویزا را شخصا خودشان اقدام کردند و فقط هزینه اتوبوس را به کاروان پرداخت کردند به طوری که ما یکشنبه 7 صبح راهی نجف اشرف شدیم روز قبل ویزای برادرم و خانواده اش از طرف دفتر خدماتی دستش رسید ( ما چند روز استرس داشتیم نکند ویزا دیر دست برادرم برسد که الحمد لله به موقع رسید).

مدیر کاروان گفتند یکشنبه 7 صبح اتوبوس ها جلوی امامزاده حسن آماده حرکت است. از آن جهت که یک هفته از شرکت باید مرخصی میگرفتم چند روز قبل از سفر اضافه کاری کردم تا کارها محوله را جلو بیندازم (حتی جمعه هم شرکت بودم) . به همین علت آماده کردن وسایل و کوله سفر به شنبه شب که صبح فردا عازم بودیم مو کول کردم البته چند روز قبلش خانمم 2 تا کوله یکی بزرگ برای بنده و دیگری متوسط برای خودش خریده بود . وسایل را (کلی وسیله بود چون سفر اولی بودیم و ناوارد) داخل کوله چپوندم و دیگر لحظه شماری میکردم برای سفر کربلا. انگار که هنوز باورم نمیشد منم مسافر کربلا شدم ......

از آنجا که ناوارد (تازه کار) یا همون آماتور بودیم 7 صبح با برادر بزرگترم خانوادگی با مشایعت پدر مادر بزرگوارمون جلوی امامزاده حسن جمع شدیم . غیر از ما چهار پنج نفری بودند منتهی از اتوبوس خبری نبود بعد از حدود 20 دقیقه یک نفر به ما گفت مسافر فلان کاروان هستید گفتیم بله گفت اتوبوس ها در خیابان پشت امامزاده حسن منتظر هستند . ما هم شال و کلاه کرده تا سوار اتوبوس بشویم به سمت کربلا.....

 


منبع این نوشته : منبع
اتوبوس ,کاروان ,بودیم ,کربلا ,کوله ,ویزا ,مدیر کاروان ,جلوی امامزاده ,سوار اتوبوس ,برادر بزرگترم

سفرنامه اربعین

برای زیارت ارباب ( منظورم زیارت امام حسین ع در اربعین حسینی) به قصد قرب الی الله و تحصیل فواید این زیارت {پاک شدن گناهان - صله رحم با امام خود - ثواب غیر قابل توصیف و ...... ) خودمان را آماده می کردیم. ابتدا پاسپورت برای خودم و خانواده ام گرفتم . خاطرم هست برای هزینه پاسپورت 3 یا 4 تا کارت عابر بانک که داشتیم خالی شد تا هزینه پاسپورت را کامل به دفتر پلیس+10 پرداخت کنیم.

برای هزینه سفر هم از چند نفری که پارسال رفته بودند سوال میکردم که چقدر هزینه کرده اند و چون امسال نسبت به پارسال ارزش تومان ایران یک چهارم شده باید هزینه پارسال برای هر نفر را ضربدر 4 میکردم تا مبلغ حدودی امسال برای هر نفر را بدانم. این مبلغ بالایی میشد و بنده حقوقی که از محل کار دریافت کرده بودم قسط داده بودم و خرج شده بود عملا پولی برای سفر کربلا نداشتم. تو دلم میگفتم نکند امسال هم نتونم بروم و از زیارت ارباب جا بمانم منتهی از آنجایی که ناامید نشدم یک مبلغی از جایی به دست ما رسید همان برای سفرمان کفایت کرد.

ناگفته نماند یک ماه قبل از اربعین یکی از همکارهامون تو شرکتی که مشغول کار هستم اعلام کرد هر کسی هر مبلغی میتونه کمک مالی بکند تا مبلغ قابل توجهی بشود به چند نفر که راهی کربلا هستند کمک هزینه سفر پرداخت شود . بنده هم که شوق زیارت داشتم والبته پول سفر را نداشتم سریعا مبلغ کمی به همکارم که متصدی جمع آوری این کمک های نقدی بود دادم و گفتم اسم مرا هم تو قرعه کشی جهت کمک هزینه سفر بنویسید. منتهی هزینه سفر بابت ویزا و کرایه اتوبوس ( البته ما با کاروان رفتیم) کاهش یافت و نیازی به این کمک هزینه نیافتم.

نکته اخلاقی: 

-دوستان عزیز ان شاالله زیارت هایی که تشریف میبرید که مصداق بهترین سفر حلال است مورد قبول حضرت حق باشد هزینه اش چور میشود زیاد قصه اش را نخورید . هیچ وقت هم منصرف یا ناامید نشوید




منبع این نوشته : منبع
هزینه ,زیارت ,مبلغ ,امسال ,پارسال ,اربعین ,هزینه پاسپورت ,برای هزینه ,زیارت ارباب